السيد محمد محسن الطهراني

44

مهر فروزان (نمائى اجمالى از شخصيت علمى و اخلاقى حاج سيد محمد حسين حسينى طهرانى ) (فارسى)

قوى بود كه تمام اين مصائب و ناملايمات را به جان خريدار مىشدند تا دلسوخته‌اى را به راه و دلشكسته‌اى را به سامان آورند . روزى مىفرمودند : « قسم به خداوند يكتا در تمام مدّت بيست و دو سالى كه در طهران بودم يك ساعتش را به اختيار و ميل خود نگذراندم ! و اگر دستور استاد نبود ، امكان مراجعت به ايران و سكونت در طهران و تصدّى اين امور براى من مستحيل بود . » تحمّل مصائب و سختيها در اداره مسجد به امر استاد گاهى مىفرمود : « من بين خود و خدا مسائلى در رابطه با اين مشكلات و مطالبى كه بر من آمده است دارم كه تا به حال به احدى نگفته‌ام و جز خداوند كسى از آن اطّلاع ندارد . » روزها مىشد كه در وسط زمستان سرد و زمين پر برف و يخبندان عجيب و غريب آن موقع طهران ، به جهت ضيق مالى و نبود امكانات ، پياده از منزل خود واقع در خيابان آهنگ به مسجد قائم مىرفتند و مراجعت مىنمودند ( با توجّه به فاصله‌اى در حدود يك فرسخ ) باز براى نماز مغرب و عشاء ، با پاى پياده حركت مىكردند و پياده برمىگشتند ؛ و اين در حالى بود كه به كسالت رماتيسم مفصلى مبتلا بودند . مىفرمودند : « شبها در اثر اين رفت و آمد از شدّت درد تا صبح نمىخوابيدم ، و پايم را روى منقل كرسى مىگذاردم تا گرم شوم و از درد و الم آن كاسته گردد . » اين قدرت روحى و اهتمام به امتثال امر استاد بود كه با وجودى كه حتّى براى يك لحظه راضى به تقبّل اين مسؤوليّت نبودند اينطور متعهّدانه عمل مىنمودند ! و نسبت به اداى تكليف و اطاعت از دستور استاد در حدّ ما لا يطاق قيام مىفرمود . در جلسات روز جمعه سخنان حول مسائل اخلاقى و اجتماعى و لزوم نگرشى مجدّد در حوزه‌هاى مختلف انديشه اسلامى و ايجاد حكومت عدل و نظام اسلامى و دميدن روح حيات و زندگى در كالبد بىجان ملّت اسلام دور مىزد . جلسات ايشان محيى و بيدار كننده بود . هر كس يك مرتبه در اين جلسات شركت مى نمود كارش تمام ، و در حوزه فعّاليّت مكتبى ايشان وارد مىشد .